السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
255
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
پاسخ اول به اشكال دوم متن وجه الاندفاع أنّ القضيّة المعدولة . . . العدولىّ والسّلب التّحصيلى فى الإمكان . ترجمه وجه دفع اشكال به اين است كه اگر سالبه ، موضوع داشته باشد ، قضيهء معدولة المحمول مساوى با سالبهء محصله است . و موضوع در جملهء « ليس بعض الموجود ضرورى الوجود ولا العدم » و نيز در جمله « ليست الماهية من حيث هى ضروريّة الوجود و لاالعدم » كلمهء « موجود » است . لذا تفاوتى نمىكند كه امكان به نحو موجبهء معدوله المحمول معنا شود يا به نحو سالبهء محصله . شرح اشكال اول - كه امكان به دو سلب تحليل مىرود ، پس وصف واحدى نيست كه چيزى بدان متصف گردد - مندفع مىشود به اينكه امكان ، معناى بسيطى دارد كه همان سلب الضرورتين باشد نه اينكه دو سلب جداگانه باشد . در اينجا مؤلف حكيم رحمه الله پاسخى به اشكال اول نمىدهند و گويا مطلب را به بداهت خود حواله كردهاند . اما جواب از اشكال دوم با مقدمهاى آغاز مىشود كه در منطق از آن سخن رفته است . در منطق گفته شدهاست كه يكى از فرقهاى سالبهء محصله و موجبهء معدولة المحمول اين است كه سالبهء محصله با وجود موضوع و فقدان موضوع سازگار است ، بر خلاف معدوله كه حتماً بايد موضوع داشته باشد . فى المثل ، در جملهء « ليس زيد قائماً » كه سالبهء محصله است ، سلب قيام از زيد با وجود زيد سازگار است همانطور كه با عدم او سازگار است كه در صورت فقدان زيد ، انتفاى قيام به انتفاى موضوع آن مىشود . اما در جملهء « زيدٌ لاقائم » كه معدوله است به ناچار بايد زيدى وجود داشته باشد تا متصف به لاقائم شود . حال مىگوييم سالبهء محصله و قضيهء معدوله در جايى كه سالبه ، موضوع داشته